کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

دلبندم کوثر

رد پای کودکی

آنگاه که طفلی ضعیف بودی دستت را گرفتم و پا به پا بردم، هزار بار نشستی باز دل بستم، قدم هایت را شمردم تا راه رفتن آموختی.... ...
30 مهر 1392

میلاد امام هادی مبارک

هدایت می کند نامت زمین و آسمانها را   طراوت می دهد لحنت کویر خشک جانها را امام پیرهای قوم بودی ,هشت سالت بود   تو می دانستی از اول نشان بی نشان ها را   نقی نور است و چون آیینه می بندد زبانها را     زبانم قاصر است ای حضرت هادی مرا دریاب   خودت می بینی و می دانی و آگاه تر هستی     که فرزندت می آید تا ورای داستانها را …     دعا کن استجابت را برای ندبه های ما     جواب بد دلان را…بی دلان را…مهربان ها را…           نغمه مستشارنظامی     ...
29 مهر 1392

عید قربان مبارک

سلام گلم...یه چند تا عکس داشتم گفتم برات یه جا بذارم. اول عکسای هفته ی پیش رو بذارم که رفتیم وکیل آباد و بساط جوجه های مشهور بابایی جون و درختای پرتقال:   کشف کفشدوزک:!   ذوق زدگی از دیدن گل نیلوفر:   داشتی میرفتی سراغ یک درخت نخل:   واز بزرگیش تعجب کردی!: وبعدش رفتی تا باهاش ازت عکس بگیرم: بعد هم یه خونه ی درختی پیدا کردی:   سه شنبه ی گذشته هم مریم ومهدی سالاری اینا اومدن خونمون.شب پیشمون موندن و فرداش باهم رفتیم اسکر...دیگه از طوفانی که راه انداختین باهم چیزی نمیگم : اینجا کنار ببعی ها بودی : که یهویی ستایشم او...
26 مهر 1392

شیرین کاری

      هیچی دیگه...هدف نشان دادن شاهکارت بود که حاصل شد  بعدش میگی که من دارم میرم فوتبال ...
19 مهر 1392

روزت مبارک کودکم

  تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی ، خدا به من خندید و استخاره زدم ، گفت کوثرم باشی خدا کند که ببینم عروس گلهایی خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی تو آمدی که اگر روزگارمان بد بود تو دست کوچک باران باورم باشی بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی تو آمدی و خدا خواست از همان اول تمام دلخوشی روز آخرم باشی مهدي صفي ياري روزت مبارک.... ...
16 مهر 1392

آرشیو

سلام گلم...اول بگم رفتمو گشتم..دوتا عکس خوشگل از آقاجون و عزیز جونت پیدا کردم(از تو آلبومت...وچون از روی عکس عکس گرفتم کیفیت بالایی نداره):   مال شیش ماهگیته عزیزم   دوم اینکه امروز دوربینو بردم مهد ازت عکس بگیرم خاله الهه ات کلی ابتکار عمل به خرج داد: (مثل این بچه های غریب ..روی زمین... ) خلاصه گفتم از هیچی بهتره. ...
14 مهر 1392

دحوالارض...روز قیام مولا امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

      مـــي ايـــــــــد از دور ,مــردي ســــواره          بـــرمــركب عشـــق, چــــون ماهپــــاره     والشمــس رويـش, واللــيــــل مـــويـش           گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بويـش عـمــــامـــه بر سر, مثــل پيـمبـــــر (ص )          در بـازوانــش نـيروي حيــــــــــــــــدر(ع )    ازپــاي تــاسـر در شـور و شيــــن است           بــرق نگـاهــش م...
9 مهر 1392

اول مهر

سلام. دیروز اولین روز مهر ماه بود. و تو کلی روز شماری میکردی واسه مهد رفتن.صبحی که دایی اینا داشتن حاضرمیشدن واسه رفتن  تو روهم بیدارکردم تا همزمان حاضر شی برای مهدت و رفتنشونو ببینی تا بعد خیلی اذیت نشی.خلاصه رفتی و بعد که برگشتی با اینکه خسته بودی:   ولی من از تو واون لباس خوشملی که دایی جون و زندایی جون برات گرفته بودن عکس  گرفتم   ...
2 مهر 1392